تست های روانشناسی
ravantests.wikibix.ir

متن احساسی در مورد اوتیسم

نویسنده : نازنین رحمانی | زمان انتشار : 04 فروردین 1401 ساعت 02:37

دوستان به خاطر دارم وقتی کوچک بودم زمستانها توی حیاط خانه وقتی دیگر هیچ برگی را روی درختها نمیدیدم....زمین سرد و خشک و خشن بنظرم میرسید و در همان عالم کودکی زمستان برایم خیلی بیرحم نمایان میشد.

شاخه های خشک درختها سیاه و یخ زده و بدون حیات.... اما یک گیاه دراین حیاط سرد و بی روح وجود داشت که من سراسر سال را برای بوییدن گلهای بینظیرش منتظر میماندم. بخاطر دارم که گیاهی کوچک بود ...چند شاخه ظریف و چندتایی گل که گویا از جهان دیگری می آمد و زمستانهای سرد را برایم عطراگین میکرد.هرگز هیچ گل دیگری چنین عطری نداشت.

بهار و تابستان گلهای رنگارنگ و معطر در باغچه ها فراوان بودند...اما این یکی...گل کوچک روی شاخه های ظریف و شکننده ای که از دل آن خاک سرد و خشن بیرون می امد انگار من راجادو میکرد. یکبار به مادرم گفتم اسم این گل چیه مامان؟.. مادر گفت؛ گل یخ🌹 وقتی 11 ساله بودم از آن خانه رفتیم و من با گل یخ خداحافظی کردم و سالیان سال با خاطره عطر و زیبایی اش زندگی کردم.

گل دلنازک ولی سرسخت...

مدتی پیش در کنار پسرم روی تخت نشسته بودم و صورت قشنگش را نگاه میکردم ؛چشمهایش بسته بود و من برای رها شدن از خستگی زندگی ؛به صدای نفسش گوش میکردم....

هر شب اینکار را میکنم وگرنه توان شروع روز آینده را نخواهم داشت. بوی تنش را استشمام میکردم و نگاهش میکردم.خدای من چقدر زیبا و چقدر متفاوت. متفاوت با تمام همسالانش ...

یک جنگجوی شجاع و کوچک.

در تمام روزهای شاد کودکی که صدای خنده کودکان ؛شور زندگی به قلب والدینشان می بخشید ؛پسرم داشت با سرما و سختی بیماریش میجنگید و الان هرچند دیر و نابهنگام اما ...

عطر اگین تر از هر گلی در قلبم روییده. . . .

گل یخ کوچکم را دوباره پیدا کردم.

سالیان سال بود دنبالش میگشتم.گل یخ بی همتای من. منتظر عطرافشانی گلهای زندگیتان باشید.آنها متفاوتند....

باهرگل دیگری فرق میکنند .

دیر شکوفه میکنند ولی بوییدن عطر سحرانگیزشان ارزش این صبر را دارد.

دكتر سپيده جولايي

+ نوشته شده در جمعه سوم دی ۱۳۹۵ ساعت 5:30 توسط فاطمه عبدالعلی  | 


منبع: autism-clinic.blogfa.com