تست های روانشناسی
ravantests.wikibix.ir

تحقیق درباره وابستگی

نویسنده : نازنین رحمانی | زمان انتشار : 17 بهمن 1399 ساعت 00:05

  وابستگی

وابستگی یکی از رایج ترین انواع حالات انسانی است و آن را می توان اینگونه تعریف کرد:« فردی که برای انجام اکثر امور زندگی اش به دیگران نیاز دارد ، قادر به قبول مسئولیت های زندگی نیست ،اعتماد به نفس کمی دارد و نیز نمی تواند برای بیشتر از مدت زمان کوتاهی تنها بماند ». معمولاً انسانها موجودات وابسته ای هستند. این وابستگی می تواند به یک شخص و یا چیزهایی مانند مواد مخدر، تلویزیون، مال اندوزی و غیره باشد. وابستگی در حد متعادل خود یک امر طبیعی است. وابستگی هنگامی بروز می کند که انسان می خواهد نیازهای خود را نه در درون ،بلکه در برون خود برآورده کند. و بدین جهت کلید حل مشکلات خود را به دست دیگران می سپارد. او بجای اینکه منبع ارزشها و توانمندی را در درون خود شناسائی کرده و به آنها تکیه کند، تکیه گاه خود را دیگران قرار میدهد. وابستگی نقطه ی مقابل مسئولیت است. انسان وابسته رفع مسئولیت می کند. هر چه بیشتر از وابستگی خود به دیگران بکاهیم و به وابستگی به خود بیافزائیم سر نخ زندگی خود را بیشتر تحت کنترل خواهیم داشت. احساس وابستگی كردن چیز بدی نیست این بخشی از زندگی طبیعی است، اما زمانی ایجاد مشكل می كند كه از مهارت های سالم وابستگی محروم باشیم و نیازهای خود را به گونه ای ناسالم با دیگران در میان بگذاریم.

انواع وابستگی:

1. وابستگی سالم: وابستگی سالم به معنای نزدیكی به دیگران، بدون وابسته شدن به آنهاست. بدین معنا كه به قدر كافی به دیگران اعتماد كنیم، در برابر آنها گشاده نظر و پذیرا باشیم و با این حال اعتماد به نفس داشته باشیم تا با تعارض ها و اختلافاتی كه به ناچار در روابط همگان ایجاد می شود روبه رو گردیم. وقتی از وابستگی سالم برای پیوند و ارتباط با اطرافیانمان استفاده می كنیم، مهارت های شغلی و حرفه ای و اجتماعی، بیشتر می شود و بر سلامتی جسمانی افزوده می گردد. وابستگی سالم یعنی این كه بدانیم چگونه تقاضای كمك كنیم. در وابستگی سالم ، ما در زمان مناسب و هنگام نیاز ، به شکل روشن و مستقیم درخواست کمک می‌کنیم و اگر کمکی ارائه شود آن را می‌پذیریم و در روابط ، بخصوص با افراد مورد علاقه احساس امنیت و اعتماد می‌کنیم.

 2. وابستگی ناسالم:  زمانی وابستگی انسان را دچار مشکلات می کند که از حالت تعادل خود خارج شده و بصورت اعتیاد درآید. این نوع اعتیاد، همچون اعتیادهای مضر دیگر برای سلامت روح و روان بسیار زیان آور خواهد بود. در وابستگي ناسالم، فرد براي فرار از چالش‌هاي زندگي به ديگران مي‌چسبد. اشخاص بيش از اندازه وابسته خود را ضعيف و آسيب‌پذير ارزيابي مي‌كنند و معتقدند كه بدون يك حمايتگر قدرتمند نمي‌توانند به بقاي خود ادامه دهند. نگراني اصلي آنها اين است كه ترك شوند و در اين دنياي خصمانه بدون يار و ياور و به حال خود رها گردند. اشخاص بيش از اندازه وابسته به قدري براي تكيه كردن به ديگران مشغله ذهني دارند كه زندگي‌شان به وابستگي به دوستان، همكاران، والدين، روسا، پزشكان و... خلاصه مي‌شود و اين هرگز پاياني ندارد. اشخاص بيش از اندازه وابسته حتي در صورت بدرفتاري ديگران نيز نمي‌توانند و برايشان دشوار است كه از وابستگي‌شان دست بكشند و از اين شرايطي كه در آن دارند، فاصله بگيرند.

خصوصیات افراد وابسته

·  تنهایی برایشان غیرقابل تحمل و ناامیدکننده است.

· اغلب این افراد در زندگیشان مسوولیت های اصلی را به دیگران می سپارند.

· این افراد به تصمیم ها و اعمال خود اعتماد ندارند و نیازمندند دائما در طول زندگی و کار، درستی اعمالشان از سوی دیگران تایید شود.

·  برای حفظ کردن افراد در کنار خود از هیچ کاری دریغ نمی کنند حتی به اعمالی تحقیرآمیز و ناخوشایند دست می زنند.

 ·  این افراد به محض جدایی از کسی که آنها را حمایت کرده و تکیه گاه آنها بوده است یا دچار افسردگی شده یا فورا خود را وارد رابطه دیگری می کنند، تا حمایت های لازم را از طریق او کسب کنند و در چنین شرایطی احتمال ارتکاب اشتباه بسیار بالاست.

·  هنگام صحبت و بحث با دیگران، حتی اگر با نظر طرف مقابل مخالف باشند، او را تایید می کنند تا مبادا با ابراز مخالفت موجب ناراحتی و از دست دادن طرف مقابل شوند.

· به شدت احساس نیاز به مراقبت دارند و از تحت سلطه قرارگرفتن هراسی ندارند.

سه نوع وابستگی افراطى

الف) وابستگی ناتوان كننده:این افراد با مبالغه كردن درباره آسیب پذیری خود، خود را به دیگران متصل میكنند. آنان خود را ضعیف و محتاج معرفی میكنند و اغلب رفتاری كودكانه در پیش میگیرند.

ب) وابستگی پنهان:این افراد به دیگران می چسبند، اما اغلب اوقات این وابستگی شكل غیرمستقیم دارد و می تواند به شكل های گوناگون پدیدار شود.

ج) وابستگی متعارض:این افراد گاهی حالت چسبندگی، و گاهی استقلال بیش از اندازه از خود بروز می دهند. خواهان ادامه رابطه و چسبیدن به طرف مقابل هستند و وقتی این اتفاق نمی افتد از شدت خشم به شدت مستقل و خودكفا عمل می كنند.

راهکارهایی برایرهائی از وابستگی                                                                                                                    قطع وابستگي به مفهوم پذيرش واقعيت‌ها و حقايق است و مستلزم ايمان به خود، به ديگران، به خداوند و به حقانيت و ناگزيري هر لحظه از زندگي است. قطع كردن وابستگي بدين معنا نيست كه ما به مسائل زندگي خود بي‌اعتنا هستيم بلكه به‌معناي يادگيري روش صحيح و به دور از افراط در توجه، دوست‌داشتن و همچنين پايان بخشيدن به هرج‌ومرجي است كه در ذهن و محيط خود به‌وجود آورده‌ايم .برای رهایی از وابستگی:
1) خودمان را دوست داشته باشیم وبه یادگیری مهارت‌های دوست داشت خود و مهارت‌های زندگی بپردازیم.                                                                                                                                                         2) همواره جهت وابستگی خود را در مسیر عشق الهی و توکل به قدرت برتر جهان هستی معطوف کنیم.
3) رابطه‌ای را ایجاد کنیم که در آن شکوفائی استعدادها و توانمندی‌های ما امکان‌پذیر شود.                                                     4) تمرکز زندگی خود را از عامل وابستگی بردارید و کمی دنیای خود را بزرگ کنید.                                                            5) هیچگاه بیکار نباشیم و سعى کنیم با برنامه ریزى صحیح اوقات خود را پر کنیم.                                                                  6) اوقات خود را برنامه ریزى کرده، سهم ارتباط با دوستان را مشخص کنیم و از ارتباط بیشتر اجتناب کنیم.

وابستگی از دیدگاه اسلام

قطع وابستگی در اسلام به عنوان یک ارزش مطرح است. اسلام نظیر دیگران زیستن و برخورداری از کمال مطلوب را در این می داند که انسان با ساز و کارهای مشروع و عقلانی روندی پیش گیرد که از وابستگی زیانبار رهایی یابد، و باید خود آنچه را خواهان است و می خواهد، تحقق دهد. امام علی (ع) می فرمایند: «امکانات دیگران انسان را سعادتمند نمی سازد». طبق فرمایشات اسلام و قرآن، لازم است كه در صورت امكان و تا جايي كه مي توانيم به خودكفايي دست يابيم. امام علی (ع)        می فرمایند: «آن گاه که فردی مورد لطف الهی قرار گیرد، خداوند توفیق خود اتکایی و خودکفایی به او عنایت می کند».  به راستي كدام عقل سليمي مي پذيرد كه در شرايطي كه انسان بتواند متكي به خود و دسترنج و محصول خود باشد خود را محتاج ديگران بنمايد، مگر اينكه واقعا دليل و برهان عقل پسند ديگري داشته باشد . اسلام جز در موارد خاص و اضطراری درخواست کمک و رفع نیاز از سوی دیگران را نمی پسندد. در این باره امام کاظم (ع) می فرمایند: «جز در موارد اضطراری،درخواست کمک از دیگران بایسته نیست.»

وابستگی و وارستگی

روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او بر روی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طناب هایش به گل میخ های طلایی گره خورده اند، نشسته است.
گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید: این چه وضعی است؟ درویش محترم! من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده ام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما، کاملا سرخورده شدم.
درویش خنده ای کرد و گفت: من آماده ام تا تمامی اینها را ترک کنم و با تو همراه شوم.
با گفتن این حرف درویش بلند شد و به دنبال گدا به راه افتاد. او حتی درنگ هم نکرد تا دمپایی هایش را به پا کند.
بعد از مدت کوتاهی، گدا اظهار ناراحتی کرد و گفت: من کاسه گدائیم را در چادر تو جا گذاشته ام. من بدون کاسه گدایی چه کنم؟ لطفا کمی صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم.
صوفی خندید و گفت: دوست من، گل میخ های طلای چادر من در زمین فرو رفته اند، نه در دل من، اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب میکند؟

نتیجه: در دنیا بودن، وابستگی نیست. وابستگی، حضور دنیا در ذهن است و وقتی دنیا در ذهن ناپدید میشود؛ وارستگی خودنمایی می کند.

+ نوشته شده در ساعت توسط مدیر برنامه  | 


منبع: dralishahhosseini.blogfa.com